آنچه در مدت هجر تو کشیدم هیهات

در یکی نامه محال است که تحریر کنم

 

سلام...

اسمش نامه هست یا دلنوشته های این شبهای دلتنگی_ من،

نمیدونم...

هرچی که هست حقیقته بی کم و کاست..

انگار پاییزی بودن این شبها مزید بر علت شده ...

علت، در زبان فارسی اصیل به معنای بیماریست و حالا شاید به معنای تام کلمه یعنی کاستی، نقص..

یعنی جای خالی ،مثله یه قاب وقتی از روی دیوار برش میداری اما انقدر روی اون دیوار خوش نشسته بوده که هروقت نگاهت به نگاه دیوار میفته هم جای قاب،خالیه هم دیوار لخت و بی کس...

نه که تو قاب باشی و من دیوار نه...اما تا به دلم نگاه میکنم جای تو خالیست ،خوش نشستی به دلم و صبر رو ربودی..،

نه که نباشی..نه که از یاد رفته باشی ..نه ..

اما توی دلم خالی شده...دنبالت میگردم ..توی آشپزخونه..توی هال و پذیرایی و این جستجو مسخره ترین کار دنیای اینروزای منه..

کاش میدونستی که چقدر دلتنگی سخته..

کاش میدونستی نگه داشتن حرفها واشکها جلوی بقیه چقدر طاقت فرساست..

و ای کاش میدونستی سنگین ترین بار دنیا که عشق_ تو باشه ،حملش چقدر دشوار__

بگذریم..

این نیز میگذره..آیه ی یآس نمیخونم...

خوب میدونی همیشه فکر میکنم راهی هست..راه حلی هست..

و ما آدمها مدبر تر از اینحرفهایم که بیچاره بشیم..مگه اینکه..

مگه اینکه دچار بشیم..به قول سهراب که میگفت:

دچار یعنی

عاشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر ماهی کوچک ، دچار آبی دریای بیکران باشد
چه فکر نازک غمناکی

 

وانگار من ماهی_تو شدم دریای بیکرانم..

ازین خشکسالی حضورت بکاه...ماهی که بی آب بشه جان میده..به لحظه ای ..به چشم بر هم زدنی..

حق پناهت

یاعلی.

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : سه شنبه 1 مهر 1393برچسب:, | 22:30 | نویسنده : شیرین |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.

قالب وبلاگ